علی اصغرعلی اصغر، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره
سلماسلما، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

علی شازده کوچولوم

علی و آرایشگاه....

سلام مامانی ........... بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب و بهت می گم چه بلایی سر شما آوردم..... خوشگلم امروز بلاخره کاری که مدتی بود فکرشو می کردم ولی دلم نمی اومد رو با کمک خاله خاطره عملی کردم ... بللللللللللللللللللللللله اون موهای نازک که مثل کرک بود رو تراشیدیم تا موهای خوشگل دیگه ای جاش رشد کنه ... مراحل تراشین موهای علی جونم... اولش خوشت اومده بود و همین طور که عکس می بینی میخندیدی ولی بعدش یه خورده ترسیدی ... مامان قربونت بشه که همه جوره خوشگلی و عزیز و یکی یدونه ای  گلم واسه اینکه سردت نشه دستمال سرتو می بندم ایشالا زودی موهات بلند میشه   ...
3 دی 1391

شب یلدا...

یه سلام داغ داغ واسه عشق مامان و بابا.... منیم نازلیم امسال دومین شب یلداست که با وجودت خونمون گرمتر شده...                                     امسال شب یلدا  چون خاله جون سمیرانامزده قرار بود براش خنچه بیارن ولی از از چند روز قبل هم دایی جون بابایی واسه شام و شب نشینی دعوت کرده بودن که ما هم واسه اینکه از هیچ کدوم بی بهره نمونیم اول رفتیم به خاله تبریک گفتیم هم خونه دایی اینا رفتیم....   عکس پسرم باهستی  جون و تنقلات....   الهی مامان قربون اون طرز نشیتن و هندونه خوردنت بشه که خود...
2 دی 1391

پیشگیری از کمر درد

 پیشگیـری از کـمردرد با تمـرینات ورزشـی سـاده   کثر ما بطور معمول تمام روز رو در اداره یا دیگر محیط های کاری به یک حالت ثابت می نشینیم، در نتیجه آخر شب، وقتی که می خوایم به رختخواب بریم خیلی از ما درد کمی رو در پشتمون احساس می کنیم این مسئله رو نادیده نگیرید ... این درد مختصر بتدریج و براحتی ممکنه منجر به ناتوانیهای زیاد حرکتی یا حتی فوت بشه. نگران نباشید دوستان عزیز، سعی کنید تمرینات زیر رو برای 10 دقیقه  هر روز صبح انجام بدید و این درد مزمن رو از بین ببرید و از یک زندگی سالم لذت ببرید ... ...
24 آذر 1391

توانایی های علی تا امروز...

سلام یکی یدونه مامانی ... علی جونم ماشالا دیگه واسه خودت آقایی شدی مامان و بابایی از اینکه نفسشون اینقدر پسر نازی شده کیف می کنن... کارهایی که پسرم تا به امروز یاد گرفته... می تونی مامان و بابا بگی  همه نزدیکانتو قشنگ می شناسی  به در اشاره می کنی و ددد می گی   به بخاری اشاره می کنی و می گی جییییییییز   ماشین بابایی رو میشناسی و بو بوم میگی  عاشق ماشینات و توپتی و هر کدوم و که بگیم میری میاری  مادر جون برات کلی حیوانات خریده که خیلی دوسشون داری و صداشونو در میاری مثلا به گوسفند میگی بعععععععععع  گوشی رو ور میداری و داری به زبون خودت حرف میزنی   .... گلم عاشق این عکساتم از نگاه کردنشون س...
20 آذر 1391

سرما خوردگی....

سلام هستی مامان ببخش که چند وقتیه کم فرصت می کنم به وبلاگت سر بزنم.... مامانی قربونت بشه که تا می خوای یه کم جون بگیری این سرما خوردگی بد جنس میاد سراغت و بی حالت می کنه ... چند روز پیش که شب واسه شیر دادن بیدار شدم دیدم که بد جوری تب داری  هر چقدر پا شویت کردم تبت پایین نمی اومد متاسفانه قطره استامنیفن هم تو خونه نداشتیم بابایی رو بیدا کردم بره برات قطره بگیره بعد اینکه قطره خوردی تبت کمی پایین اومد دوباره خوابیدی صبح زنگ زدم یه وقت از دکترت گرفتم الهی بمیرم همچین سرفه می کردی  که   دلم ریش ریش می شد الانم بعد چند روز که آمپولا و شربت هایی که دکترت برات نوشته رو خورد ی بهتر شدی ای شالا دیگه هیچ وقت مریض نب...
19 آذر 1391

تولد ....

  در شب زیبای میلادت تمام وجودم را که قلبی ست کوچک در قالب قابی از نگاه تقدیم چشمان زیبایت میکنم و با بوسه ای عاشقانه تولدت را تبریک می گویم آغاز بودنت مبا رک      عسلم امروز یک سال از روزی که خدا تو رو به من هدیه داد و به یمن وجود تو نازنین  مادر نامیده شدم میگذره نمی دونم با چه زبانی با چه متنی و...از خدا تشکر کنم  با تمام وجودم می گم خدا شکر ... تمام هستی من فرشته آسمونی من زمینی شدنت مبارک....        ...
9 آذر 1391

محرم...

سلام  علی اصغرم روز جمعه مثل خیلی از نی نی های ناز شما هم تو مجمع علی اصغر شرکت کردی خیلی خوشحالم این مراسم پر شکوه قسمتون شد از حضرت علی اصغر می خوام تا نگه دار همه نی نی ها باشه .... ...
6 آذر 1391